
اُنــاشِ زمــیــنـــی رو پـُــلــُــم میکنم .
هر آواز / سکون عشق است.
هر ستاره ی صبح، / سکون زمان ./ گره ی زمان .
و هر آهی / سکون فریادی .
- دلم به حال دلم خاکستر شده ... !
- دلم به حالِ دلِ خاک شده، خاک شده
- با دلِ یک "اشک" چه کاری داری ...!؟
خون آبِ قاطــی میکنم وقتی؛
وقتی از بطن من خاکم به اعضا می رسد.
- دلم با نیتِ نماز صورت می شوید،
گـِـل می شود.
گـِـل می شوم
گـِـل می شوم
یک پنج بر عکس می شوم
قــَــدِ یک دنـــــیــــــــــــــــــــــــــــــا" دُون می شوم"
پـُـلـُـمم کن.
خاکم، گـِـلم، پنجم، .... آدمم، پــُــلــُـمم کن.
آدم رو پــُـلــُــم کـــــــــن.
مرجان رو پـُـلــُـمب کن.


1. آتیشِ گـُـر گرفته ، صورتتِ
2. می چرخم،چرخ، چرخ، چرخزنون می رقصم .
3. غنچه ای/غنچه ام، غنچه ی زمزمِهات پرپر شد!؟
4. … می رقصم/حلقه ی آتیش میشـَم به دورِ تو!!
5. شیشه (می کـُِـشی ) می شکنی/می خوای رگ بزنی؟!
6. رگ خوابِ ابدیت دستِ شیشـَـس؟
7. نترس از حنجرم داد بزن دوسـَـم داری.
" شاید که آیندت بشم "
